هنگام سخن گفتن برای القا به تر معنی ها از تکیه,آهنگ و تأکید بهره می گیریم. رعایت این موردها به سخنور کمک می کند به آسانی بتواند با شنونده اش ارتباط برقرار کند. رعایت شیوه ی خط فارسی نیز در یک نوشته موجب گویایی, سادگی و سهولت خواندن و نوشتن می شود. به کمک شیوه ای یک دست از دوگانگی پرهیز می شود.
در شیوه ی خط فارسی اصل بر چند مطلب است:
۱- رعایت موازین دستور زبان فارسی
۲- رعایت استقلال واژه ها
۳- همخوانی نوشتار با گفتار
۴- پی روی واژگان بیگانه از شیوه ی خط فارسی
۵- آسانی خواندن و نوشتن
۶- گزینش به ترین شکل نوشتاری
۷- انعطاف پذیری
۸- چشم نوازی و زیبایی خط اکنون به این چند جمله دقت کنید:
۱- این سخن توسّط استاد گفته شد.
۲- کتاب مدیر مدرسه نوشته ی جلال آل احمد که مبین مشکلات آموزشی ایران است را خواندم
۳- فینال آخر مسابقات جام جهانی را دیدم.
۴- ظرفیت مسافر این اتوبوس بسیار محدود است.
۵- اخوان اعزّه مستحضرند که قرائت رسالات عدیده موجب رفعت فکر و وسعت نظر می گردد.

 

هر یک از این جمله های بالا دچار نارسایی هایی درنگارش هستند .در جمله ی نخست با وجود نهاد )استاد( فعل )گفته شد( مجهول به کار رفته است. جمله ی درست چنین است: استاد این سخن را گفت یا این سخن گفته شد.
در جمله ی دوم «را » نشانه ی مفعول بدون فاصله پس از آن قرار نگرفته است. جمله ی درست چنین است: کتاب مدیر مدرسه نوشته ی آل احمد را که مبین مشکلات آموزشی ایران است، خواندم.
در جمله ی سوم » فینال » یعنی پایان و به کار بردن آن با کلمه ی «آخر » زاید است. باید گفت: پایان مسابقات )یا آخر مسابقات، یا فینال مسابقات(. البته به تر است از کاربرد واژه های بیگانه مانند «فینال »پرهیز کنیم و برابر فارسی آن را به کار بگیریم.
در جمله ی چهارم، ظرفیت مسافر نادرست است ومقصود ظرفیت اتوبوس است. جمله ی پنجم را به فارسی روان و بدون بهره گیری از واژه های عربی دشوار چنین می توان نوشت:
برادران گرامی آگاهند که خواندن کتاب های فراوان سببب پرواز اندیشه و وسعت نظر می شود.
در زبان فارسی امروز نمونه های این کاربردهای نادرست در نوشته ها و گفته ها بسیار دیده می شود.شرط یک نوشته ی خوب جز درون مایه ی علمی ودقیق آن، خالی بودن از علط های زبانی است. ما دراین جا شماری از پر کاربردترین غلط های نگارشی راذکر می کنیم تا از کاربرد این گونه مواد پرهیز کنیمو یا در صورت دیدن در نوشته های دیگران آن ها رادرست کنیم.
۱- از کاربرد واژه های زاید و بی نقش در جمله پرهیز کنیم:
به جمله های بی نقش «حشو » می گویند. نمونه هایی از حشوهای پرکاربرد در زبان فارسی عبارتند از:
سیر گردش کار، سال عام الفیل ، شب لیلهالقدر،فرشته ی ملک الموت، فینال آخر، استارت شروع، نیم رخ صورت، سوابق گذشته، حسن خوب، درخت نخل خرما، دستبند دست، ریسک خطرناک، مدخل ورودی، پس در این صورت ، پارسال گذشته، مسلح به سلاح، بازنویسی دوباره، اوج قله ی کوه، سن …..سالگی، از قبل پیش بینی کردن، نزول به پایین، عروج به بالا، سقوط به پایین، ابر هوا، مرغک کوچک، عسل شیرین، تخم مرغ کبوتر، رایحه ی بوی خوش، روغن چرب، مفید فایده، مثمر ثمر، روزنامه های روزانه، متحد شدن با هم، دوباره بازگشتن، احاطه از هر طرف ، سایر… دیگر، دیشب گذشته و…

 

۲- جمله ها باید آن چنان روشن و گویا باشند که از آن ها دو یا چند برداشت نشود:
مثال ۱: آن ها هشت خواهر و برادرند.
الف( آن ها هشت خواهر و هشت برادرند؟
ب( آن ها جمعن هشت خواهر و برادرند؟
مثال ۲: سرقت خرگوش ها از باغ وحش افزایش یافت.
الف( سرقت خود خرگوش ها؟
ب( خرگوش های سارق که از باغ وحش دزدی می کنند؟
مثال ۳: حسین دوست بیست ساله ی من است.
الف( حسین بیست سال با من دوست است؟
ب( حسین دوست من است و بیست سال دارد؟

 

۳- از کاربرد تعبیرهای نامناسب و تکلّف های کلامی و الگوهای بیگانه پرهیز کنیم و نوشته ها و عبارت ها گویا و قابل فهم باشند:
– او می رود تا به نتایج عالی دست یابد
– او نزدیک است به نتایج عالی دست یابد.
– خیابان ها از کثیفی رنج می برند
– خیابان ها کثیف است.
– در راستای کاهش پیشرفت مطالعه و کتاب خوانی-برای کند شدن پیشرفت مطالعه و کتاب خوانی.
– می توانیم روی او حساب کنیم- می توانیم از اواستفاده کنیم .)بهره بگیریم(
– جوانان به فوتبال پر بها می دهند
– جوانان به فوتبال توجّه می کنند.
– اسرار به بیرون نشت کرد- اسرار به بیرون راه یافت.
– امسال بهار خوبی را تجربه کردیم- داریم امسال بهار خوبی داشتیم.
– زلزله ی منجیل از تلفات زیادی برخوردار بود
– زلزله ی منجیل تلفات زیادی داشت.

 

۴- تکیه کلام های گفتاری نباید در نوشته راه یابد:
– عرض کنم که کتاب عامل رشد و شکوفایی جامعه است.
– گلستان سعدی به عنوان بزرگ ترین اثر منثورفارسی است
– به قول معروف او دانش آموز زرنگی است.
«عرض کنم که « ، » به عنوان » و «به قول معروف »تکیه کلام است و باید در نوشته حذف شود.

 

۵- از کاربرد جمله های دراز پرهیز کنیم:
اگر جمله ای با کوتاه ترین کلمه ها مفهوم می شود آن را بی علت بلند نکنیم.
دانش جوی خوب تمام سعی و کوشش و همّ و غمّ خود را مصرف آن می سازد که برای کشوری که درآن زندگی می کند و همه ی افراد جامعه و انسان ها مثمر ثمر و مفید فایده باشد چنان که همه از او سودو فایده و بهره بگیرند.
این جمله ی بلند را می توان خیلی کوتاه نیز بیان کرد: دانش جوی خوب می کوشد برای جامعه سودمند باشد.

 

۶- کوشش کنیم چند جمله را با یک فعل به هم عطف نکنیم:
هر چه شمار فعل هاو جمله ها بیش تر باشد، جمله ها کوتاه تر و قابل دریافت تر می شوند:
پدرش عبدالله از مردم بلخ در روزگار نوح پسر منصورسامانی که در آن عهد از شهرهای بزرگ بود، کار دیوانی در روستای خرمیثن در نزدیکی روستای افشنه پیشه و با دختری به نام ستاره ازدواج کرد.
این جمله بلند و نامفهوم را می توان به چند جمله ی کوچک تر تبدیل کرد:
پدرش عبدالله نام داشت. وی از مردم بلخ بود و در روزگار نوح پسر منصور سامانی می زیست. بلخ درآن عهد از شهرهای بزرگ بود. وی کار دیوانی را درروستای خرمیثن پیشه کرد. این روستا در نزدیکی افشنه بود. عبدالله در روستای افشنه با دختری به نام ستاره ازدواج کرد…
۷- از به کار بردن واژه های دور از ذهن وعبارت های متکلّفانه ی عربی پرهیز کنیم:
– فی الواقع تأسف زیادتر از این نمی شود که کسی سال های متمادی وقت خود را صرف تتبّع دیوان شاعری مثل حافظ و مقابله ی آن با نشخ مختلف و مقایسه ی آن با دیوانهای شعرای معاصر یا مقاربهالعصر و تصفّح در کتب تاریخ بنماید و سپس نتیجه ی جمیع این
زحمات با آن همه امکانات متنوعه و در هم فشرده را به طور فهرست گوشزد خوانندگان نماید و مابقی را به بهانه ی این که افسانه است یا ظنّیات اسقاط نماید.
به جای این عبارت می توان چنین نوشت:
– بی گمان تأسف زیادتر از این نمی شود که کسی سالیان دراز عمر خود را صرف پژوهش در دیوان حافظ و مقابله ی آن با نسخه های گوناگون و دیوان های شاعران هم زمان یا نزدیک به زمان او کرده، در کتاب تاریخ پژوهش کند و سپس نتیجه ی این کوشش ها را فشرده به خوانندگان گوشزد کند و از بقیه به این بهانه که افسانه اند و یا بر گمان استوارند، بگذرد.
۸- کوتاه کردن جمله آن اندازه که ساختمان صرفی و نحوی کلام آسیب ببیند، جایز نیست:
– از دقّت شما تشکر و استدعا دارد این کتاب را مطالعه و تصحیح و به موقع ارسال داشته، ان شاءالله حقالزحمه ی شما پرداخت می گردد.
حذف های نا به جا در این جمله سبب شده است ساختمان جمله آسیب ببیند. در اصل جمله چنین است:
از دقّت شما تشکر می کنم و استدعا دارم این کتاب را پس از مطالعه تصحیح کنید و آن را به موقع ارسال کنید. ان شاءالله حقّالزحمه ی آن پرداخت می شود.
۹- جز در نوشتنه های داستانی، آن هم هنگام نقل قول، هیچ گاه نباید به شیوه ی گفتاری، شکسته نویسی کنیم:
– مهم ترین بخش مقاله، متن اصلی اونه که به بررسی جوانب مختلف می پردازه و می کوشه که جوابی منطقی برا موضوع عرضه کنه.
– همچنین از واژه هایی که عوام به غلط تلفظ می کنند باید پرهیز کرد:
عباس سر نزده وارد شد و پس از عرض خواهی، گفت: استیفا داده است
منظور نویسنده از سر نزده، ناگهانی و از عرض خواهی، عذر خواهی و از استیفا، استعفا بوده است. از کاربردهای دیگر عامیانه ی معمول:
زهله – زهره ، گرام – گرامی، با این وجود  با وجود این، خوار و بار  خواربار، واگیر دار واگیر، صبح ناشتا  ناشتا، خورده فروشی  خرده فروشی، قتل و عام  قتل عام.
کاربرد کلمه های عامیانه نیز در نوشته نادرست است:
«در سخنوری نباید روده درازی کرد زیرا پرچانگی باعث می شود خواننده چرت بزند. » که باید این چنین نوشت:
در سخنوری نباید زیاده سخن گفت؛ زیرا زیاده گویی باعث می شود خواننده به خواب رود.
۱۰ – تغییر جای هر یک از واژه ها در جمله اگربه قصد تأکید یا برخاسته از سبک نویسنده نباشد، جایز نیست:
– باید تن به سختی ها داد – باید به سختی ها تن داد
– باید از هرگونه ابهام دور باشد آن چه که می نویسیم
– آن چه که می نویسیم باید از هر گونه ابهام دورباشد.
۱۱- از افعال در جای خود و به گونه ی درست باید بهره گرفت:
– دوچرخه ای عابری را زیر گرفت و مرد – دوچرخه ای عابری را زیر گرفت و کشت.
– اکنون این صحنه را داشته باشیم – اکنون این صحنه را ببینیم.
– او دیوارها را رنگ اما پرده نیاویخته است
– اودیوارها را رنگ کرده اما پرده ها را هنوز نیاویخته است.
– خانه ی ما کنار خیابان می باشد – خانه ی ما کنارخیابان است.
۱۲- در جمله های همپایه زمان فعل ها باید مطابقت داشته باشد:
– دانش جوی پر تلاش بسیار مطالعه کرده و حاصل مطالعات خود را با یادداشت برداری حفظ خواهد کرد
– دانش جوی پر تلاش بسیار مطالعه کرده، حاصلمطالعات خود را با یادداشت برداری حفظ می کند.
۱۳ – از واژگان )فعل ها، نام ها، صفت ها و….( نباید به شیوه ی دستور تاریخی بهره گرفت:
– او در این مسابقات حق خود را ادا تواند کرد
– اومی تواند در این مسابقات حق خود را ادا کند.
– گفته آمد که زبان و تفکر ارتباط محکمی با همدارند
– گفته شد که زبان و تفکر ارتباط محکمی باهم دارند.
– شادی روح شه یدان را صلوات – برای شادی روح شه یدان صلوات
– در زمان های گذشته ارتباط مردم با یکدیگر اندک بوده بود – در زمان های گذشته ارتباط مردم با یکدیگر اندک بود.
۱۴ – در صورت مشخص بودن فاعل از کاربرد فعل مجهول خودداری کنیم:
– این مدرسه توسط آقای خیرخواهی رایگان ساخته شد
– این مدرسه را آقای خیرخواهی به رایگان ساخت.
– این کتاب توسط جمال زاده نوشته شد – این کتاب را جمال زاده نوشت.
۱۵ – واژه های فارسی را با نشانه های جمع عربی جمع نمی بندیم:
کارخانجات  کارخانه ها، گرایشات  گرایش ها، پروانه جات  پروانه ها، بازرسین  بازرسان، دسته جات  دسته ها، بنادر  بندرها، دستورات  دستورها،اساتید  استادان، باغات  باغ ها، بساتین  بستان ها، آزمایشات  آزمایش ها، میادین میدان ها.
۱۶ – در زبان فارسی صفت هایی که برای نام های مؤنث می آوریم لازم نیست نشانه ی
تإنیث بگیرند:
زنان شاعره  زنان شاعر، متون قدیمه  متون قدیم، والده ی مکرمه  والده ی محترم )مادر گرامی(، این جانبه  این جانب.
کاربرد صفت مؤنث در برخی ترکیب ها صورت اصطلاحی یافته است، مانند مکه ی مکرمه، مدینه ی منوره ، قویه ی مجریه و….
۱۷- یت » نشانه ی مصدر جعلی عربی است و نباید با واژه های فارسی به کار رود:
خوبیت ندارد – خوب نیست. دوئیت – دوگانگی
۱۸-  ال » نشانه ی معرفه ی عربی است و کاربرد آن همراه واژه های فارسی درست نیست:
حسب الفرمان  حسب فرمان، حسب الدستور  حسب دستور، حسب السّفارش  حسب سفارش
در زبان فارسی حتّا «ال » ترکیب های عربی نیزبرداشته می شود دارالملک – دار ملک، فارغ البال – فازغ بال.
۱۹- را » نشانه ی مفعول باید بدون فاصله پس از مفعول بیاید. آوردن آن به دنبال فعل، متمم و یا هر جزء دیگر نادرست است.
– خانه ای که اکنون در آن ساکن هستم را پس از مدتی خریدم – خانه ای را …
– کتابی که به دوستم امانت داده بودم را از او پس گرفتم – کتابی را که …
۲۰ – به کارگیری «تا » و »الی » با هم نادرست است:
او از صبح تا الی شب مطالعه می کند – او از صبح تا شب مطالعه می کند.
۲۱- در برخی جمله ها به تأثیر ترجمه ، واژه ی «یک » بدون آن که نیاز باشد در ابتدای جمله می آید:
یک دانش جو هیچ گاه از پژوهش بی نیاز نیست –دانش جو هیچ گاه از پژوهش بی نیاز نسیت.
۲۲- کلمه های عربی که بر وزن افعل تفضیل هستند و در فارسی معنی صفت تفضیلی میدهند و لازم نیست با «تر » و «ترین » به کار روند:
اعلمتر  اعلم، افضلتر  افضل
۲۳ – آوردن دو حرف ربط وابستگی در یک جمله ی مرکب درست نیست:
اگرچه او انسان خوبی است، ولی این عیب را هم دارد- اگرچه انسان خوبی است، این عیب را هم دارد.
همچنین: هر چند… اما، هر چند …لذا، اگر چه …. با وجود این، چون ….اما.
۲۴ – ساختن قید در زبان فارسی با نشانه ی تنوین عربی نادرست است:
ناچاراً  به ناچار، گاهاً  گاه گاه، جاناً  جانی، تلفناً تلفنی .
۲۵ – ضمیر و مرجع آن یک جا به کار نمی روند:
اگر انسان کار خوبی از او سر بزند – اگر کار خوبی از انسانی سر زند.
۲۶ – کوشش کنیم به جای واژگان بیگانه ازبرابرهای جاری بهره بگیریم:
سیستم – نظام، فول تایم – تمام وقت، کامپیوتر– رایانه، علی کلّ حال – در هر صورت، امتلا – انباشتگی، جمهور ناس همه ی مردم.
۲۷ – در یک جمله از دو کلمه ی پرسش استفاده نمی کنیم:
آیا چه گونه…؟، آیا چرا… ؟
۲۸ – برخی از قعل ها حرف اضافه ی ویژه ی خود دارند. )در کاربرد فعل به حرف اضافه ی ویژه ی آن دقّت کنیم.(
او به شنیدن این سخن عصبانی شد – او از شنیدناین سخن عصبانی شد
تیم آمریکا از ایران باخت – تیم آمریکا به ایران باخت.
۲۹ – هر واژه دارای معنی مستقلی است و درجمله نقشی دستوری دارد. پس استقلال آن
هنگام نوشتن باید حفظ شود.
در موارد زیر به تر است دو بخش ترکیب، جدا نوشتهشود:
۱- کلمه های مرکب:
شورایعالی – شورای عالی، دلداده – دل داده، چشمپوشی – چشم پوشی، سخندان – سخن دان،
جستجو – جست و جو ، نگاهداشت – نگاه داشت، برونگرا برون گرا، زبانشناسی – زبان شناسی، تصنیفخوان – تصنیف خوان، دانشپژوه – دانش پژوه، رواننویس – روان نویس، پنجپایه – پنج پایه، خرمنکوب – خرمن کوب، تکمحصولی – تک محصولی، غولاسا – غول آسا.
– ترکیب های عربی:
عنقریب – عن قریب، معهذا – مع هذا، انشاءالله – ان شاءالله، منجمله – من جمله، علیحده – علی حده، معذلک – مع ذلک – «را » نشانه ی مفعول:
آنرا – آن را، کتابرا – کتاب را، کرا – که را، ترا – تو را. « – ها » نشانه ی جمع :
کتابها – کتاب ها، آنها – آن ها، قلمها – قلم ها، ایرانیها – ایرانی ها.
– که:
آنکه – آن که، چنانکه – چنان که، همینکه – همین که، اینستکه، این است که
« – می » نشانه ی استمرار یا نشانه ی اخباری بودن فعل:
میبرد – می برد، میروم – می روم، میشنود- می شنود، میگذرد – می گذرد – تر و ترین:
آسانتر – آسان تر، مهربانتر – مهربان تر، کوچکتر -کوچک تر، بهتر – به تر- این و آن:
آنگاه – آن گاه، آنسو – آن سو، اینگونه – این گونه، اینطور – این طور، ازینرو – از این رو، اینجانب – این جانب
– هم:
همکلاس – هم کلاس، همشاگردی – هم شاگردی، همسال – هم سا، همبازی – هم بازی
توجه: چون «هم » در کلمه های چون همسر, همسایه, همشیره و … با جزء دوم خود آمیختگی معنایی پیدا کرده است پیوسته نوشته می شود.
– چه :
آنچه – آن چه، چقدر – چه قدر، چطور – چه طور، چکاره – چه کاره، چگونه – چه گونه
– بی:
بیحال – بی حال، بیچون و چرا – بی چون و چرا، بیکس – بی کس، بیآزار – بی آزار، بیکار – بی کار
– ای :
ایخدا – ای خدا، ایکاش – ای کاش
– یک:
یکطرفه یک طرف، از یکسو – از یک سو
« – ب » صفت ساز و قید ساز:
بنام – به نام، بویژه – به ویژه، براحتی – به راحتی، بسزا – به سزا
– ب » حرف اضافه:
بعکس – به عکس، لابلا – لا به دلا، باو – به او، دربدر – در به در
« -۲ ها » ی بیان حرکت ) «ها » ی غیر ملفوظ(
علاقمند – علاقه مند، گلمند – گله مند، یونجزار -یونجه زار، بهرمند – بهره مند
توجه ۱: کلماتی که به «ه » بیان حرکت ختم می شوند, در صورتی که با «ان » جمع بسته شوند یا «ی » مصدری بگیرند «ه » را از دست می دهند و با «گان » جمع بسته می شوند و با «گی » حالت مصدری یا نسبت پیدا می کنند و پیوسته نوشته میشوند.
تشنه گی- تشنگی، شرکت کننده گان – شرکت کنندگان، طلبه گی – طلبگی، طلایه گان – طلایگان، نخبه گان – نخبگان، دیده گان – دیدگان، شنوندگان – شنوندگان
توجه ۲: این قاعده شامل «ه » ملفوظ نمی شود. کلمه هایی که به «ه » ملفوظپایان می یابند, به جزء دوم خود می پیوندند:
مه وش – مهوش، ده گان – دهگان، مه شید – مهشید، به داشت – بهداشت، زه تاب – زهتاب، به تاب – بهتاب، که تر – کهتر، شه پر – شهپر، ره بر – رهبر، که ربا – کهربا، مه سا – مهسا، مهتاب – مهتاب
« – ی » نکره یا وحدت پس از «ها » بیان حرکت به «ای » بدل می شود:
دسته یی – دسته ای، خانه یی خانه ای، آزاده یی آزاده ای ، روزنامه یی روزنامه ای
« -۳ ه »« ه » منقوط که در پایان برخی کلمه های عربی وجود دارد, در فارسی به «ت » بدل می شود:
رحمه – رحمت، زکاه – زکات، نعمه – نعمت ، صلاه- صلات، نصره – نصرت، حشمه – حشمت توجه: «ه » در پایان برخی کلمه ها به همان شکل باقی می ماند: دایرهالمعارف, عاقبهالامر و…، و گاه به صورت « ه یا ه » نوشته می شود: علاقه, معاوضه, خیمه, معاینه, اشاره و……
۳- پساوندها
پساوندهای فارسی پیوسته نوشته می شوند: گل زار – گلزار، تنگ نا – تنگنا، نمک دان – نمکدان ، گرم سیر – گرمسیر، سوگ وار – سوگوار.
۴- ضمیرهای ملکی ( َ م, َ ت, َ ش, ِمان, ٍ تان, ٍ شان) ضمایرهای ملکی پیوسته نوشته می شوند:
صدای مان – صدایمان، دست تان – دستتان، عموی ام – عمویم، صندلی مان – صندلیمان
توجه: این ضمیرها اگر پس از کلمه هایی درآیند که به «ه » ی بیان حرکت )= جامه(, مصوت )= تابلو(, مصوت ی )=بارانی( پایان یابند, به صورت ام, ات, اش, امان, اتان, اشان, به کار می روند: جامه م – جامه ا، تابلوت – تابلوات، بارانیش – بارانی اش
۵- فعل های اسنادی )ام, ای, است, ایم, اید, اند( این فعل ها در صورتی به کلمه های پیش از خود می چسبند که این کلمه ها به صورت صامت ختم شده باشند:
خوشحال ام – خوشحالم، پاک اید – پاکید، خشنودایم – خوشنودیم توجه: افعال ربطی پس از کلمه هایی که به «ه »بیان حرکت و «ی » پایان می یابند, به صورت جدا نوشته می شوند:
فرزانهام – فرزانه ام، ایرانیاید – ایرانی اید
۶- همزه
– همزه ی پایان برخی کلمه های عربی در فارسی حذف می شود:
انشاء – انشا، املاء – املا، ابتداء – ابتدا و: انتها, صحرا, اعضا, رجا, شعرا, فضلا, بیضا و…
توجه ۱: این گونه کلمه ها هرگاه مضاف و موصوف واقع شوند, به جای کسره ی اضافه به آن ها «ی »می افزاییم:
ابتداء کار ابتدای کا، انشاء روان انشای روان، و:
اعضای بدن, شعرای نام دار, فضلای ایران, اقتضای حال, انتهای راه. توجه ۲: این گونه کلمه ها هرگاه مضاف و موصوف واقع شوند, به جای کسره ی اضافه به آن ها «ی » اضافه می شود:
ابتدائی – ابتدایی، شعرائی – شعرایی
توجه ۳: همزه ی برخی کلمه ها اصلی است و نباید حذف شود: جزء, رأس, سوء,
– همزه معمولن در زبان فارسی برای آسانی تلفظ به«ی » بدل می شود:
شائق – شایق، زائد – زاید، دائره – دایره و : دایم, فواید, عجایب, دلایل, علایم, ملایک, معایب …
توجه: برخی از همزه ها با شکل اصلی خود به کار میروند. مانند: قرائت, قائم, رئیس, جزئی, صائب و….
– همزه ی کلمه های بیگانه روی کرسی «ئ » نوشته می شود:
زئوس, پنگوئن, ژوئن, ئوفیزیک, کاکائو, لائوس, ناپلئون, لئونارد, سوئد, رافائل, سوئز, کافئین, بمبئی, تیروئید، تئاتر, رئالیست و….
– همزه ی ماقبل مفتوح «َ » در وسط یا پایان کلمه روی کرسی «ا » نوشته می شود: رأس, مأخذ, تأثیر, ملجأ, تألیف, رأفت, یأس و…
– همزه ی ماقبل مضموم «ُ » روی کرسی «و»نوشته می شود: مؤمن, رؤیا, مؤدب, فؤاد, رؤسا, مؤاخذ و……
– همزه ی ماقبل مکسور «ٍ » روی کرسی «ی » نوشته می شود: تبرئه, سیئه, تخطئه, توطئه, بئر, لئام و…
۷- نشانه ها (کسره ی اضافه, تنوین) « – ی » نشانه ی اضافه بر روی «ه » بیان حرکت
معمولن با «ء » بالای «ه » نشان داده می شود که به آن «ی » میانجی کوچک می گویند و چون ممکن است علامت با همزه اشتباه شود, می توان به جای آن از «ی » میانجی بزرگ استفاده کرد:
پارچه نخی – پارچه ی نخی، پوشه سبز – پوشه ی سبز، کاسه آش – کاسه ی آش، نامه دوستان – نامه ی دوستان – نشانه ی اضافه «کسره » در حکم یک حرف مستقل است و باید به دنبال موصوف و مضاف قرار گیرد. در این صورت, خواندن آسان تر خواهد شد:
کتابِ حسن, درسِ ادبیات, گلِ زیبا – تنوین ویژه ی کلمه های عربی است، بنابراین کاربرد آن با واژه های فارسی درست نیست: بخشاً, زباناً
۸- الف مقصوره
– الف مقصوره در پایان کلمه ها به صورت «ا » در می آید: اعلی – اعلا، کسری – کسرا, کبری – کبرا, تقوی – تقوا
منبع: شورای گسترش زبان فارسی